۰

مرزهای سیاسی سواحل جهان

موضوع این کتاب بر مبنای کتابی با عنوان مرزهای سیاسی دریاهای جهان نوشته‌ی پرسکات (1985) قرار دارد. این کتاب بر دو مرز دریایی که حوزه‌ی آبی کشورهای ساحلی را تبیین می کنند، تمرکز دارد.
مرزهای سیاسی سواحل جهان
تحدید حدود مناطق دریایی بین دو یا چند کشور در چارچوب قوانین و مقررات حقوق بین‌الملل عمومی صورت می پذیرد. در این چارچوب، عوامل جغرافیایی و به خصوص جغرافیای ساحلی در حقوق بین الملل اهمیت ویژه ای دارند چراکه به تحدید مرزهای دریایی مربوط می شوند منازعات موجود بر سر مرزها چه بواسطه ی انجام مذاکرات بین طرفین حل و فصل گردد و چه به یک طرف ثالث ارجاع داده شود، این عوامل جغرافیایی همچنان حائز اهمیت هستند.

به موجب قطعنامه ای که طی پاره ای از مذاکرات تصویب گردید، کشورها می توانند آزادانه بر سر هر مرزی که می خواهند توافق نمایند به شرط آنکه حقوق و منافع کشوهای ثالت یا جامعه‌ی بین المللی مورد غرض ورزی واقع نشود. با این وجود، حقوق بین الملل به طور کل چارچوبی برای انجام مذاکرات فراهم می آورد.

این کتاب با عنوان «مرزهای سیاسی سواحل جهان» بر مبنای کتابی با عنوان مرزهای سیاسی دریاهای جهان نوشته‌ی پرسکات (1985)، توسط زهرا پیشگامی‌فرد، محسن رستمی و منصوره علیزاده نگاشته شده است. این کتاب بر دو مرز دریایی که حوزه‌ی آبی کشورهای ساحلی را تبیین می کنند، تمرکز دارد.

نخستین مرز، خط مبدأیی است که مطالبات کشورها در خصوص مرزهایشان از آن آغاز می شود. خط مبدا شامل خطوط نشان دهنده‌ی پایین‌ترین تراز آب و خطوط مستقیم می‌باشد. هر کشور می تواند خطوط مبدا خود را به صورت یک جانبه تعیین نماید. اگر کشورها برای این کار از خطوط مستقیم استفاده نمایند، این خطوط در حقیقت محدوده ی خارجی آبهای داخلی را تبیین می کنند. دومین کرانه شامل رشته خطوطی می شود که هر یک مبیّن حدود خارجی ناحیه ی مشخصی از دریاها و بستر اقیانوس ها می باشند. این نواحی که بیش از 200 مایل دریایی از خط مبدا به سمت دریا امتداد دارند، شامل آبهای سرزمینی، ناحیه ی مجاور، منطقه ی انحصاری اقتصادی، و فلات قاره می باشند.

ویژگی‌های خاص هر منطقه در بخش 2 آمده است. این سلسله مرزها به دو صورت مشخص می شوند. در روش اول، زمانیکه که مطالبات مشترکی از سوی کشورهای همجوار وجود نداشته باشد، این خطوط را می توان به صورت یک جانبه تعیین نمود.
در روش دوم، اگر کشورهای همجوار مطالبات مشترکی داشته باشند، لازم است بر سر مرزی توافق کنند که به موجب آن سهم برابری از منطقه ی مشترک به هر یک اختصاص یابد. هیچ کشوری نمی تواند ادعا کند که بیشترین حوزه ی دریایی را در اختیار دارد بی آنکه کشورهای همجوار ادعای مشابهی در آن رابطه داشته باشند.
بعنوان مثال، ممکن است که ایالات متحده و فرانسه مرزهای یک جانبه ای را در اطراف جزایر هاوایی، سنت پائول، و آمستردام قائل باشند. هر یک از این سررزمین ها بیش از 400 مایل دریایی از نزدیکترین همسایگان خود فاصله درند. علاوه بر آن، هیچ گونه ادعایی در رابطه با بستر اقیانوس در فاصله ی بیش از 200 مایل دریایی از این سرزمین ها ممکن نیست. بنا به دلایلی تصمیم ما بر آن شد تا به جای ایجاد تغییرات در کتاب مرزهای سیاسی دریاهای جهان نوشته ی پرسکات (1985)، ساختار این کتاب را حفظ کرده و بخش های جدیدی را بدان اضافه کنیم تا تغییرات مهم ایجاد شده در تحدید مرزهای دریایی از سال 1985 به بعد مشخص گردد.

این کتاب نیز همچون کتاب پیشین متشکل از دو بخش است. بخش نخست به بررسی خطوط مبدایی می پردازد که مطالبات مربوط به مرزهای دریایی از آنها آغاز می شوند. این بخش همچنین تحدید مرزهای بین کشورهای همجوار یا مقابل را مورد بررسی قرار می دهد. بخش دوم در واقع  به بررسی منطقه ایِ مرزهای دریایی موجود در دریاها و اقیانوس های اصلی می پردازد.

۹۶/۱۰/۲۳
کد مطلب: 2159
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *