۲

رویکرد ژئوپلیتیک به رابطه ایران و عربستان

آرش قربانی سپهر
عمده‌ترین عوامل رقابت و واگرایی میان ایران و عربستان در منطقه غرب آسیا، در خلیج فارس است. خلیج فارس به واسطه منابع درون و جایگاه آن در مسایل بین‌المللی از یک طرف و نقطه تلاقی میان دو نیروی متضاد ناشی از ویژگی های ایران و عربستان در عین فرصتی برای دوستی و همگرایی، به منبعی برای تنش و واگرایی تبدیل شده است.
رویکرد ژئوپلیتیک به رابطه ایران و عربستان
وقتی می‌گوییم رویکرد ژئوپلیتیکی، درونش از جغرافیا، قلمرومندی، قدرت، رقابت و سیاستی که برای تصاحب آن قدرت به وقوع می‌پیوندد مورد بحث قرار دهیم و همچنین با دارا بودن و به کار بردن دید و نوع نگرش ژئوپلیتیکی نسبت به موضوعات و زاویه دیدی که بر پایه بازیگران و نوع مناسباتشان در سطوح مختلف شکل می گیرد، بررسی و تحلیل نماییم، در این صورت رویکردمان نسبت به موضوعات ژئوپلیتیکی است.

بر اساس شواهد موجود می‌توان گفت روابط ایران و عربستان از نوع رابطه «تضاد آمیز و تناقض آمیز» است. روابط (تضاد آمیز) روابطی است که در آن منافع و دیدگاه‌های طرفین در تقابل کامل قرار دارد و مسائل ریشه‌ای تر از آن است که با تضارب آرا حل شود و رویارویی علنی وجود دارد. روابط (تناقض آمیز) که با ناسازگاری بنیادین همراه است و به راحتی قابل حل نیست و به گذشت زمان نیاز است.

تعارض در روابط ایران و عربستان:
 1. تعارض بر سر منافع ملی و دست یابی به قدرت منطقه‌ای (مناقشه برای برتری در خلیج فارس و غرب آسیا)
2. تعارضات ایدئولوژیک (شیعه و سنی)
3. رقابت های اقتصادی (موضوع نفت و روابط اقتصادی با کشورهای منطقه)

تعارض بر سر منافع ملی و دست یابی به قدرت منطقه‌ای:
ایران و عربستان با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی که دارند مهمترین بازیگران منطقه اي در حوزه خلیج فارس و خاورمیانه هستند که به نوعی رقیب منطقه اي یکدیگر هم به حساب می آیند. این دو کشور خود را رقبایی جدي براي نفوذ در خاورمیانه به ویژه منطقه خلیج فارس حداقل از زمان وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 و جنگ ایران و عراق در سالهاي 88ـ1980 دیده اند. این دو کشـور بـا بهـره منـدي از موقعیـت اسـتراتژیک در منطقـه از اهمیـت فراوانـی برخودارنـد.

روابط ایران و عربستان به دلیل اهمیت این دو کشور در منطقه و تأثیري که بر روي سایر بازیگران منطقه اي دارند اهمیت زیادي دارد. روابط این دو کشور در طول تاریخ همواره روندي سینوسی و متغیر داشته است و بـا توجـه بـه تحولات سـال هاي اخیـر در منطقـه شـاهد رقابت هـاي جـدي ایـران و عربسـتان بودیـم. اکنون با توجه به توافق هسته اي میان ایران و کشورهاي غربی از یک طرف و نقش تأثیرگذار ایران در بحران هاي منطقه اي مانند سوریه، عراق و یمن در طرف دیگر زمینه هاي افزایش قدرت منطقه اي ایران و شیعیان در منطقه فراهم شده است که این موضوع باعث تشدید رقابت منطقه اي میان ایران و عربستان سعودي شده است.

تداوم الگوي تعارض در روابط دو کشور به دلیل رقابت منطقه اي میان ایران و عربستان و افزایش قدرت منطقه اي ایران بعد از توافق هسته اي در کنار تقابل ایدئولوژیکی و ژئوپلیتیکی می باشد. بر همین اساس عربستان هم در صدد این است تا با تهدیداتی که علیه ایران ایجاد می کند از قدرت منطقه ای ایران بکاهد و با نقش و رابطه ای که با کشورهای اروپایی جهت افزایش قدرت خود در منطقه جهت ضربه زدن و کاهش قدرت ایران استفاده می کند و همچنین روابط دوستانه ای که با کشور آمریکا برقرار نموده است و تسلیحاتی که از کشور آمریکا خریداری نموده است تمام این ها شاهد این ماجرا هستند که عربستان در تعارض با ایران در صدد آن است که به اولین قطب قدرت منطقه ای تبدیل شود و رقبای خود از جمله ایران را از میدان به در کند.

تعارضات ایدئولوژیک:
از علل تضادهای همیشگی ایران و عربستان، شکاف عمیق بین مکتب وهابی و مکتب شیعی است. وهابیت و شیعه دارای نگرش های بسیار متفاوت در زمینه های سیاسی، مذهبی و اجتماعی هستند. مسئولین و جناح‌های حاکم بر عربستان همگی در مورد تبلیغ و رواج وهابیت در داخل و خارج کشور خود توافق دارند این رژیم به واسطه درآمد های نفتی پول‌های هنگفتی را خرج رواج این ایدئولوژی که چهره محافظه کار از اسلام ارائه می دهد، می‌نماید. امروزه رژیم عربستان تبلیغ وهابی گری را با شدت در جهان اسلام، خصوصاً در کشورهای مسلمان آفریقایی، پاکستان، آسیای میانه و حتی مناطق شرقی ایران از جمله منطقه سیستان بلوچستان دنبال می کند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عربستان سعودی ایدئولوژی جمهوری اسلامی ایران را مانعی بر ادامه سیاست خود قلمداد نموده و انقلاب اسلامی ایران را موجب سلب امنیت وجودی خود می داند.

سیاست خارجی عربستان سعودی که بر پایه ایدئولوژیک وهابی و مبتنی بر حفظ وضع موجود قرار گرفته بود با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ‌ایران که بر گرفته از نگرش شیعه، ایدئولوژی حکومتی امام خمینی(ره) بود در تعارض قرار گرفته و «وهابیّت در مقابل تشیّع» و «عربیّت در مقابل عجم» را ایجاد کرده است. این دو هویّت متعارض زمینه‌ساز ایجاد سیاست خارجی تقابل‌گرا بین دو کشور را فراهم نموده است. برداشت متضاد نسبت به هویّت‎های منتسب به دو کشور موجب امنیتی کردن هویّت و متعاقب آن تنظیم روابط خارجی بر اساس آن گردیده و ایران و عربستان را وادار به تلاش بر توفّق مذهبی خود در منطقه و بعضا ًفرامنطقه‎ای نموده است.

تقابل ایدئولوژیک از طریق ایجاد برداشت های متضاد از تحولات منطقه‌ای وامنیتی کردن هویّت، موجب واگرایی در روابط سیاسی ایران و عربستان سعودی شده است مورد مداقه قرار گرفته و اثبات گردیده است. روابط خارجی کشورهای ایران و عربستان همواره از رقابت و یا تضاد و وفاق برخوردار بوده و همکاری‎های مقطعی دو کشور به منزله فراموشی نقش‎های ناشی از هویّت‎شان نبوده بلکه این کشورها صرفاً تلاش نمودند تا مانع برجسته سازی هویّت‎های متعارض خود باشند. تعارض هویّتی ناشی از دو ایدئولوژی متضاد ما بین دو کشور به عنوان یکی از متغیرهای تاثیرگذار در روابط خارجی قبل از انقلاب اسلامی در ایران بوده واین اختلافات پس از انقلاب اسلامی و اعلام صدور انقلاب و ایدئولوژی امام خمینی(ره) مبنی بر استکبار ستیزی موجب سیاست تقابل گرایانه جمهوری اسلامی ایران و «بر هم زدن وضع موجود گردیده» و با سیاست کشور عربستان مبنی بر «حفظ وضع موجود» و «تعامل محافظه کارانه» با کشورهای غربی در تقابل آشکار بوده است.

برداشت‎های متضاد عربستان سعودی از موضوعاتی مانند«صدور انقلاب»، «هلال شیعی» مورد ادعای عربستان و «انرژی هسته‎ای» موجب گردیده همکاری ایران و عراق، حمایت ایران از شیعیان بحرین، مخالفت ایران با جنگ و خونریزی در یمن و مخالفت ایران با معارضین سوری و طرفداری از حکومت بشار اسد نوعی تقابل با حکومت عربستان سعودی تلقی گردیده و در صدد تقابل و مبارزه با جمهوری اسلامی ایران قرار گیرند.
 
نقش وهابی گری در تحولات منطقه و کاهش قدرت شیعیان
 
 
   
تاثیر انقلاب اسلامی بر قدرتیابی شیعیان در سطح بین المللی
 
  
رقابت های اقتصادی:
عربستان با در اختیار داشتن 22 درصد از ذخایر نفتی بزرگترین منبع حیاتی این ماده حیاتی در دنیاست. این کشور همچنین با تولید بیش از 10 میلیون بشکه نفت در روز بیش از 12 درصد نفت جهان را تامین می کند. عربستان سعودی با تولید روزانه 10 میلیون بشکه نفت در جهان شناخته می شود و البته تنها کشوری هم هست که می تواند با افزایش سریع تولید نفت خود مانع افزایش ناگهانی قیمت نفت شود. در دوران موسوم به بهار عربی و افزایش تنش با ایران، عربستان به دنبال استفاده از عامل انرژی در جهت ضربه زدن به ایران بود. بر این اساس عربستان به دنبال این است تا در دوران تحریم ایران با تولید بیشتر جای خالی نفت ایران را پر کرده و از تاثیرات آن بر بازارهای جهانی بکاهد. آنچه که نقش عربستان را در این سیاست برجسته ساخته است، مواضع اخیر عربستان و تمایل این کشور در همراهی با غرب برای فشار بر ایران است. امری که با تحلیل های موجود و واقعیت هایی که در منطقه و به خصوص در در حوزه پیرامونی  عربستان رخ داد، بیش از پیش این گزاره را تصدیق می کند.

کاهش قیمت نفت از سوی ریاض به عنوان راهی برای افزایش فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. علاوه بر این مقامات سعودی ظاهرا امیدوار بودند که با ترغیب اوپک به افزایش میزان تولید خود تهران را از مقامی دومی پس از عربستان سعودی در تولید نفت پایین بکشند. بنابراین اگر اوپک تصمیم به افزایش سهمیه اعضای خود بگیرد عربستان سعودی و متحدانش می توانند این افزایش تولید را در میان اعضای دیگر تقسیم کنند. با تحلیل آنچه که مطرج گردید، نقش عربستان در سیاست تحریم نفتی ایران کاملا مشخص است، هر چند که مقامات سعودی معتقدند که این افزایش تولید برای جبران کسری نفت در بازار است و نه سیاست تقابلی با ایران. عربستان سعودی بارها به روشنی اعلام کرده است که در صورت هر گونه کاهش صادرات از سوی ایران، منابع کافی نفت را روانه بازار خواهد کرد. عربستان همچنین به دنبال این بود که به کشورهایی که از ایران نفت وارد می کنند اطمینان دهد در صورت تحریم نفتی ایران، نفت آن ها را تحریم خواهد کرد. همین سیاست های عربستان باعث کاهش فروش نفت و همچنین خرید نفت از ایران شود که عملا اثراتش را بر سیاست های اقتصادی کشور خواهد گذاشت که این برنامه ها و تدابیر ضد سیاست اقتصادی ایران از سوی کشورهای غربی به ویژه آمریکا برای سیاستمداران عربستانی دیکته می شود.

واگرایی در روابط ایران و عربستان:
عمده‌ترین عوامل رقابت و واگرایی میان ایران و عربستان در منطقه غرب آسیا، در خلیج فارس است. خلیج فارس به واسطه منابع درون و جایگاه آن در مسایل بین‌المللی از یک طرف و نقطه تلاقی میان دو نیروی متضاد ناشی از ویژگی های ایران و عربستان در عین فرصتی برای دوستی و همگرایی، به منبعی برای تنش و واگرایی تبدیل شده است. به ویژه آنکه در تحول های نوین بین المللی به ویژه پس از 11 سپتامبر و حضور نظامی آمریکا ذر افغانستان، عراق و خلیج فارس موجب تحرک بیشتر ایارن و عربستان گردید. نقطه اتکای عربستان دیپلماسی نفت و پیوند با غرب و ایالات متحده و نقطه اتکای ایران بهره گیری از نیروهای مبارز و قدرتمند مورد حمایت خود بوده است. در کنار تحول‌های نوین جهانی و منطقه ای، روی کار آمدن کابینه ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد و اتخاذ رویکرد تهاجمی در یاست خارجی نسبت به غرب و متحدان آن ها، موجب شد تا منابع تنش و واگرایی در روابط ایران و اعراب به ویژه عربستان پررنگ شود و ایران و عربستان در مسائل مختلفی ضمن رقابت با یکدیگر از جهت روابط دوستانه از یک دیگر دورتر شوند. از عمده‌ترین عوامل واگرایی بین ایران و عربستان، حمایت های ایران از کشورهای لبنان، سوریه، یمن، عراق و بحرین است که ایران با حمایت از این کشورها از این عمل که عربستان بتواند با تصرف خاک این کشور ها و تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای جلوگیری نماید.

فرجام سخن
روابط دو کشور ایران و عربستان سعودی در دهه های اخیر تحت تاثیر رویکردهای ژئوپلیتیکی سطوح بین المللی و منطقه ای، تفاوت های ایدئولوژیکی و نقش غرب در نوسان بوده است. در این راستا می توان عنوان کرد این تضادها و رقابت‌ها و واگرایی‌ها تحت تاثیر سیاست‌ها و ابتکارات برخی مقامات در دوره های خاص زیادتر گردید. مهمترین عوامل منطقه‌ای واگرایی در روابط دو کشور مطابق دوره این تحقیق، عراق، لبنان، بحرین، سوریه و یمن و علت آن تلاش برای توسعه نفوذ و تفوق در منطقه عنوان شد و مهمترین عامل تعارضات بین این دو کشور، تعارض بر سر منافع ملی و دست یابی به قدرت منطقه ای،تعارضات ایدئولوژیک و رقابت های اقتصادی. در نهایت این رقابتها، تعارضات و واگرایی ها به سمتی می‌رود که شاید امکان رخداد یک جنگ تمام عیار به رهبری جبهه عربی توسط عربستان جهت برتری قدرت منطقه‌ای در دهه اخیر رقم خورد و امیدوار هستیم که سیاست‌های مدبرانه مسئولین حکومتی مانع رسیدن اهداف مقامات عربستانی جهت رسیدن به مقاصد شومشان در منطقه شود.
۹۶/۱۱/۰۹
کد مطلب: 2192
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *