۰

قدم زدن با اسب؛ روایت تخیل و مقاومت

یونس رشیدی
«قدم زدن با اسب» تلنگری است برای علاقمندان به مباحث جغرافیایی (و به ویژه جغرافیای رسانه) تا از قالب­های متصلب و خشک جغرافیای سنتی حاکم بر ایران بیرون آمده و با نگرشی متفاوت به تاریخ و جغرافیای این سرزمین، خود را برای شنیدن روایت و بازنمایی­‌های متفاوت آماده کرد.
قدم زدن با اسب؛ روایت تخیل و مقاومت
مسعود شاه محمدی در نمایش «قدم زدن با اسب» روایتی متفاوت اما آشنا از سال های پربحث دهه ۱۳۵۰ ارایه داده است؛ سال­هایی که در آن به روایت خود شاه­‌محمدی چریک­های این سرزمین نه برای عشق، بلکه برای مبارزه با استبداد علم مبارزه را برافراشته‌­اند. این نمایش روایت­گر داستان­های گمشده و جغرافیاهای شخصی فراموش شده‌­ای است که در خانه­‌های تیمی چریک­های دوران قبل از انقلاب خلق شدند و در دهه­‌های اخیر تحت تاثیر رخدادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مجال و فرصت چندانی برای پرداختن به آنها فراهم نشده است. در «قدم زدن با اسب» با مبارزانی آشنا می­شویم که باید چشم خود را بر روی تاملات و احساسات شخصی ببندند و خلق و توده‌­ها را در اولویت قرار دهند. در اینجا، شاید بتوان چشم­‌های بسته و ندیدن­‌های  شخصیت­های این نمایش را تمثیلی از این روایت بدانیم.

هرچند می­توان روایت اصلی این نمایش را، داستان عشق­‌های ممنوعه در دوره­‌های مبارزه بر علیه استبداد قلمداد کرد - همانگونه که کارگردان اثر بر این باور است-، با این وجود، خود کارگردان نمایش «قدم زدن با اسب» آگاه است که هر مخاطب می­تواند برداشت و تفسیری متفاوت از یک اثر نمایشی داشته باشد و آن را بر اساس جهان بینی خاص خود تعبیر و تحلیل کند. به عبارت دیگر مخاطب اثر ( در اینجا به صورت خاص نمایش قدم زدن با اسب) می­تواند برداشت و تفسیر ذهنی خود را در جهانی که او را احاطه کرده است و همچنین جغرافیای شخصی خود را با بازنمایی هایی که به او ارایه می شود ترکیب کند. به هر صورت همانگونه که یکی از شخصیت­های نمایش در فرازهای پایانی اجرا گوشزد می­کند « ترسیم تخیل که خیانت نیست...».

شاه­‌محمدی با زیرکی دیوارهای محبس شخصیت­های داستان (فرمان فتحعلیان و نیکی مظفری) را از جنس شیشه ساخته است تا مخاطب پا را فراتر از مرزهای مرسوم روایت­های رسمی بگذارد. فلش­بک­های روایت نیز با استفاده از مونولوگهایی روایت می­شود که به صورت زنده توسط بازیگران بر روی تصاویر خانه­ای که روی صفحه نقره‌­ای شبه سینمایی پخش می­شوند می­سازد؛ یعنی تضاد روایت­های رسمی و غیررسمی و ماهیت سیال معانی در  تاریخ. به عبارت دیگر تماشاگر شاهد دو اجرای همزمان از سوی هر بازیگر است: یک روایت ضبط شده از گذشته و یک شرح حال کنونی در صحنه نمایش کنونی (تئاتر). ترکیب بدیع بازنمایی‌­های چندگانه نمایش مخاطب را همزمان به گذشته نه چندان دور ایران و روایت­های ناتمام مردم آن می­برد و این ‌پرسش تاریخی را مطرح می­سازد که آیا تمام روایت­ها از تاریخ ایران معاصر ثبت و خوانده شده‌­اند؟ یا اینکه ما ایرانیان نیازمند بازخوانی تاریخ و تحلیل مجدد بازنمایی­‌هایی هستیم که از تاریخ خود فراهم کرده­‌ایم؟

و اما از نظر جغرافیایی و به خصوص ژئوپولیتیک انتقادی؛ «قدم زدن با اسب» تلنگری است برای ما علاقمندان به مباحث جغرافیایی (و به ویژه جغرافیای رسانه) تا از قالب­های متصلب و خشک جغرافیای سنتی حاکم بر ایران بیرون بیاییم و با نگرشی متفاوت به تاریخ و جغرافیای این سرزمین، خود را برای شنیدن روایت و بازنمایی­های متفاوت آماده کنیم.

نمایش «قدم زدن با اسب» تا پایان بهمن ۹۶ در تماشاخانه شهرزاد بر روی صحنه خواهد بود. تماشای این نمایش را به علاقمندان هنر متعالی و متعهد و به خصوص دوستان جغرافیدان توصیه می­کنیم.
 
۹۶/۱۱/۲۰
کد مطلب: 2201
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *